آموزش عکاسی به شکل حرفه‌آی و مقدماتی، بحث مهمی است که اغلب در پوشش خریدن یک دوربین با تجهیزات مناسب، به فراموشی سپرده می‌شود. اما این‌که دوربین داشته باشیم لزوما از ما یک عکاس حرفه‌ای نمی‌سازد. بلکه ما را بالقوه، به یک عکاسی حرفه‌ای تر نزدیک می‌کند. در این‌جا مراد از حرفه‌ای بودن در عکاسی، درآمدزایی آن نیست بلکه عکس‌هایی‌ست که قابل عرضه و مقداری هم قابل رقابت باشد. این نوشته به قلم نیما افشارنادری، شما را راهنمایی می‌کند تا با مطالعه آن، حرفه‌ای تر با عکاسی برخورد کنید.

دانش خود را افزایش دهید، به آسان‌ترین راه

سرعت شاتر درست

عکس‌هایی که می‌درخشند و رنگ طبیعی دارند، نشانه عکاسی درست عکاسند. سیاه در آن‌ها واقعا سیاه است و رنگ سفید واقعا سفید افتاده است. (نکات ۳۰ و ۳۱ را ببینید) نقاطی که سفیدی مطلق دارند‌ اوراکسپوز و نقاطی که نقاط سیاه مطلق هم آندراکسپوز نامیده می‌شوند. یک عکاس برای موفقیت تکنیکی نیازمند عکاسی صحیح است.

این جا سه فاکتور مهم نقش بازی می‌کنند: حساسیت به نور، دیافراگم و سرعت شاتر. معیار سنجش حساسیت به نور سرعت ISO است که بر روی دوربین‌های دیجیتال قابل تعیین و برنامه‌ریزی است. (نکات ۱۱ و ۱۲) ایزو را روی کمترین مقداری که امکان پذیر است تعیین کنید تا عکس شما نویزهای کمتری داشته باشد. (نکته ۱۳).

سرعت شاتر، میزان نوری را که اجازه پیدا می‌کند بر روی سنسور دوربین بتابد محدود می‌کند. سرعت شاتر آهسته (برای مثال ۱/۳۰ ثانیه) به معنای رسیدن نور بیشتر به سنسور نسبت به سرعت شاتر سریع‌ است.

سرعت شاتر و و گشادی دهانه لنز (دیافراگم) به نسبت معکوس تغییر می‌کنند. مقدار برابری از نور ممکن است به حسگر بتابد اما این به معنای آن نیست که تصاویری مشابه خواهیم داشت. نتیجه تغییر معکوس سرعت شاتر و دیافراگم تاثیراتی متفاوت بر روی عکس‌ها است (نکات ۱۵ تا ۱۹ را بخوانید).

 

کنترل کامل، تنظیم خودکار جزئی

دوربین‌های مدرن به طور عمومی این قابلیت را دارند که تنظیمات دوربین را تا حد زیادی طوری تنظیم کنند که تصاویر درستی ببینیم ولی دوربین‌ها نمی‌دانند ما دقیقا عکس چه چیزی را می‌خواهیم بگیریم. منظره جلوی عکس باید به همان اندازه پس‌زمینه فوکوس باشد؟ در عکسی که از ضربه پنالتی در فوتبال می‌گیرید فقط باید توپ فوکوس باشد یا تمام منظره به چشم بیاید؟

دوربین‌های دیجیتال و بعضی از دوربین‌های کامپکت در دسترس‌تر به شما اجازه تنظیمات دستی دیافراگم و سرعت شاتر را می‌دهند.

تنظیم فقط دیافراگم: شما ممکن است از میان دیافراگم کوچک، متوسط یا بزرگ یکی را انتخاب کنید و دوربین‌ها روی سرعت شاتر مورد نظر خود تنظیم کنید. این به شما اجازه می‌دهد تا کنترل کاملی بر روی عمق میدان عکس خود داشته باشید. یک دیافراگم کوچک عمق میدان را افزایش می‌دهد (حالتی که جلوی تصویر و پس‌زمینه هر دو فوکوس هستند)، یا دیافراگم بزرگ عکسی با عمق میدان سطحی می‌سازد (جایی که سوژه فوکوس است اما پس‌زمینه و جلوی تصویر تار هستند) با این تنظیمات می‌توانید تعیین کنید چه مقدار از عمق میدان مد نظر شماست.

تنظیم فقط سرعت شاتر: وقتی به صورت دستی سرعت شاتر را تعیین می‌کنید یا در طی عکاسی این کار را انجام می‌دهید، دوربین می‌تواند تنظیمات دیافراگم مناسب را خودش انجام دهد. برای ثابت کردن یک حرکت (نکته ۱۷) شما نیاز به سرعت شاتر سریع‌تری دارید. عکس‌هایی که به صورت عمدی قصد دارند حرکت را نشان دهند، از سرعت شاتر آهسته‌ استفاده می‌کنند (نکات ۱۸ و ۵۶ را ببینید).

 

تنظیمات سرعت ایزو برای روشنایی

در وضعیت نور عادی دلیلی ندارد نگران سرعت ایزو باشید. ایزوی ۱۰۰ برای عکاسی روزانه عالی است. در این حالت به مقدار کافی میزان حساسیت نور دسترسی داریم و نویز در کمترین حالت ممکن است. وقتی عکاسی کردن در کوه یا در ساحل را تجربه می‌کنیم، یا حالتی که برف و آب یا ماسه می‌تواند بازتابی از نور خورشید را داشته باشد، به صلاح نیست سرعت ایزو را پایین تر از ۱۰۰ بیاوریم.

دلیل دیگری برای کاهش سرعت ایزو وجود دارد که یکی از آن‌ها زمانی است که می‌خواهیم عکس،‌ حرکت محیط دور و بر را به همان شکل که اتفاق افتاده ثبت کند. با این کار، بدون این‌که به محیط اجازه تار شدن بدهیم حرکت ثابت می‌شود. مشکل مشابهی با دیافراگم هم وجود دارد شما ممکن است بخواهید عمق میدان را با استفاده از دیافراگم بزرگ محدود کنید اما دوربین شما ممکن است به صورت خودکار دیافراگم کوچک‌تری را برگزیند تا از اوراکسپوز شدن عکس جلوگیری کند (نکته ۳۰ را ببینید).

عکاسی با فلاش یکی دیگر از مواقعی است که برای آن سرعت ایزو را به زیر صد کاهش می‌دهیم. حتی وقتی شما مشغول تنظیم نوردهی هستید، تنظیمات سرعت ایزو می‌تواند نویزهای عکس را کاهش دهد (نکته ۱۲ را درباره سرعت و حساسیت‌های نور یا همان ایزوهای بالا ببینید).

 

ایزوی سریع‌تر برای نور کم

زمانی که در تاریکی عکاسی می‌کنید یا جایی که نوردهی کم است، استفاده از دهانه لنز گشادتر (دیافراگم بازتر) و سرعت شاتر کمتر می‌تواند یکی از راه‌حل ها باشد اما این کار همیشه جواب نمی‌دهد. اگر شما سه‌پایه یا یک فلاش دستی نداشته باشید، آن وقت نیاز به راهی دیگر برای بهتر شدن عکس‌ خواهید داشت. در این موضعیت شما می‌توانید سرعت ایزو را بالا ببرید تا حساسیت حسگر دوربین افزایش پیدا کند (نکته ۱۳). سرعت ایزوی بالاتر باعث می‌شود که بتوان نور بیشتری در فضای تاریک‌تر جذب کرد اما متاسفانه این کار باعث افزایش نویز هم می‌شود. این مساله در دوربین‌های دیجیتال قابل توجه‌تر از دوربین‌های آنالوگ است اما بعضی اوقات داشتن یک عکس با نویز بالا بهتر از نداشتن آن است.

افزایش سرعت ایزو می‌تواند شما را برای شرایطی که نور در حال کاهش است کمک کند بدون آن که عکس آندراکسپوز شود. وقتی نور بدی دارید سعی کنید عکس را با ایزوی ۴۰۰ یا ۸۰۰ عکاسی کنید. سرعت ایزوی بالاتر از ۸۰۰ می‌تواند در شرایطی که نمی‌خواهید به عمد عکسی متفاوت بگیرید، منجر به گرفتن عکس‌هایی خراب شود. (مقدار آن بستگی به نوع دوربین دارد). وقتی سوژه و ترکیب‌بندی مناسب باشد، گرفتن عکس‌ها گاهی با سرعتی تا ایزوی ۳۲۰۰ هم می‌تواند ارزشش را داشته باشد.

 

کنترل نویزهای تصویر:

حتی وقتی شما در حال دست و پنجه نرم‌کردن با نوردهی بد، آن هم بدون سه‌پایه هستید، می‌توانید با افزایش سرعت ایزو عکس‌های خوبی بگیرید. با دوربین‌های دیجیتال سرعت ایزو در حال کنترل است و میزان حساسیت حسگر به نور را تنظیم می‌کند. وقتی سرعت ایزوی پایین را انتخاب کرده‌ و برای نمونه آن را روی ۱۰۰ گذاشته باشید، دوربین به نور قابل توجهی نیاز خواهد داشت. برخلاف آن ایزوی سرعت بالا مثل ۸۰۰ است که به نور کمتری نیاز دارد. اگرچه سرعت بالای ایزو منجر به نویز بیشتر در عکس می‌شود و نقاط سیاه یا رنگی اضافه‌ای را در پیکسل به پیکسل عکس اضافه می‌کند. به همین دلیل است که همواره توصیه می‌شود از حداقل ایزوی ممکن استفاده شود.

بیشتر دوربین‌ها طوری طراحی شده‌اند که بتوانند با تنظیمات خودکار کمترین میزان ایزوی ممکن را تشخیص دهند و  البته شما هم می‌توانید کنترل آن را شخصا به دست گیرید. (این تنظیمات را از روی دفترچه راهنمای هر دوربین بیاموزید.)

می‌دانید که سرعت ایزوی بالاتر زمانی لازم است که زیاد کردن اندازه دیافراگم به بیشترین حد هم کارایی لازم را نداشته باشد و همه راه‌های دیگر را آزموده باشید و در عین حال نتوانسته باشید با افزایش سرعت شاتر حرکت‌های مورد نیاز عکس خود را ثابت کرده باشید. اگر دوربین شما امکانی برای کاهش دادن نویز دارد، شاید بهتر باشد امتحانش کنید.

دیافراگم و فوکوس بهینه

شناخت لنز لازمه‌ی گرفتن عکس‌هایی به شفافیت آینه است چون لنزهای مختلف در تنظیمات مشابه، عکس‌هایی با شفافیت متفاوت تحویل ما می‌دهند. شما معمولا بیشترین شفافیت را می‌توانید در دو عدد بالایی دیافراگم پیدا کنید. اگر آن را روی بیشترین f-stop تنظیم کرده باشید یعنی برای مثال روی اف-۲/۸ گذاشته باشید، فوکوس مناسب می‌تواند در اف-۵/۶ یا اف ۸ در دسترس باشد. آزمون و خطا می‌تواند بهترین راه برای دستیابی به مقدار «اف» مورد نیاز باشد. اگر شما واقعا مشتاق گرفتن عکسی واضح هستید، دوربین را روی حالتی قرار دهید که اولویت با دیافراگم باشد و با تنظیم آن دوربین بتواند بقیه موارد (مانند سرعت شاتر) را خودش تشخیص دهد.

 

کم کردن عمق میدان

اگر می‌خواهید یک سوژه را در جلوی تصویر از پس زمینه جدا کنید، باید بقیه موارد را در عکس از حالت فوکوس درآورده و تار کنید. دیافراگم را روی بیشترین مقدار ممکن بگذارید (برای مثال اف ۲/۸). این کار به ویژه زمانی تاثیرگذار است که از لنز تِلِه استفاده می‌کنید چون ویژگی لنز تله عمق میدان کمتر از نرمال و واید است.

همچنین نیاز به استفاده از دیافراگم بیشتر در نور کمتر خواهید داشت تا حسگر از میزان نور کافی برخوردار شود. دیافراگم باز همچنین برای کم کردن ریسک خراب شدن عکس حین لرزش دوربین است، هنگامی که سه‌پایه‌تان دم دست نیست  (نکته ۱۸). وقتی در حال کار کردن با عمق میدان کم هستید، این خیلی مهم است که به طور قطع سطح نقاطی که قصد فوکوس کردن روی آن‌ها را دارید، در عمقی باشد که از جلو و عقب سوژه متفاوت باشد. ( نکته ۱۶)
افزایش عمق میدان

وقتی از منظره عکاس می‌کنید بهتر است همه نقاط تصویر فوکوس باشند و عمق میدان زیاد می‌تواند چنین چیزی را محقق کند. اگر با باز و بسته کردن لنزهای مختلف با دیافراگم ثابت، به مقایسه عکس‌ها بپردازید، عمق میدان متفاوتی را در لنزهایی مختلف تجربه خواهید کرد: لنزهای واید عمق میدان بیشتری از لنزهای نرمال و تله دارند. اگر دیافراگم را کم بگیرید، یا به زبان دیگر، اف استاپ بالا مثل اف ۲۲ را بگیرید، عمق میدان بیشتری نسبت به زمانی که دیافراگم بزرگتر است (یا اف استاپ کوچک‌تر مثل اف ۲/۸) خواهید داشت.

پس داشتن عمق میدان بالا برای عکاسی از منظره مستلزم انتخاب دیافراگم کوچک‌تر و حتی‌الامکان، فاصله کانونی کوتاه‌تر است (به عبارت دیگر: استفاده از وایدترین نوع لنزی که در دسترس داشته باشید).

شما نیاز خواهید داشت از سه‌پایه استفاده کنید تا با کمترین لرزش ناخواسته در عکاسی مقابله کنید (نکته ۸).

ترکیب‌بندی عکستان را درست کنید و فوکوس دوربین را روی نقطه‌ای که در ۱/۳ جلوی صحنه قرار دارد تنظیم کنید. عمق میدان واقعی به خوبی در امتداد سوژه تنظیم می‌شود و به شما این امکان را می‌دهد که به بهترین نتیجه برسید.

افکت با سرعت‌های بالای شاتر

سوژه‌های متحرک باید با استفاده از سرعت شاتر سریع ثابت شوند تا فوکوس به نظر برسند (مگر مواردی که قصد دارید آن‌ها در تصاویر تار دیده شوند). اگر برای نمونه عکاس یک مسابقه فوتبال باشید، باید دوربین را روی کوتاه‌ترین سرعت شاتر قرار دهید و آماده باشید تا وقتی فوتبالیست گل می‌زند از او عکس بگیرید. در مواقعی که وضعیت مانند این مثال در تغییر و تحول باشد، سرعت شاتر را باید تا جایی که می‌توان سریع کرد و حداکثر به ۱/۵۰۰ ثانیه رساند.

سرعت شاتری که انتخاب می‌کنید بستگی به چگونگی دویدن بازیکن هم دارد. (اگر پشت دروازه نشسته باشید یا موازی با دوربین بدود. اگر کنار زمین دوربین را کاشته باشید یا نسبت به آن در موقعیت اریب باشید. بدیهی است که در چنین شرایطی باز همه‌چیز بستگی به سرعت دویدن بازیکن خواهد داشت.)

برای این که مطمئن باشید عکستان خوب از آب در می‌آید، دوربین را روی حالتی بگذارید که سرعت شاتر را دستی تنظیم کنید ولی تنظیمات دیافراگم به صورت خودکار اتفاق می‌افتد. در موقعیت‌های مشابه، برای ثابت شدن سوژه، سرعت شاتر مناسب اهمیتی به مراتب بیشتر از تنظیمات دیافراگم دارد.

 

افکت با سرعت‌های پایین شاتر

سرعت شاتر آهسته برای زمان‌هایی کاربرد دارد که می‌خواهید تاثیر حرکت را در عکس نشان دهید. شما برای مثال ممکن است جریان سیالی را عکاسی کنید. سرعت شاتر آهسته، ماشین‌ها را تار و به شکل رشته‌هایی از رنگ به پهنای عکس نشان می‌دهند در حالی که خیابان اطراف کاملا فوکوس هستند و در وضعیتی معکوس، اگر شما قصد داشته باشید مسیری کوتاه میان خودروها را ثابت کنید باید از سرعت شاتر زیاد استفاده کنید.

ساختن عکس‌هایی در نور کم به سرعت شاتر آهسته‌تر نیاز دارد (نکته ۲۷). آخرشب‌ها که نور کم‌ است، برای گرفتن عکس خوب نیاز دارید از سرعت شاتر فوق‌العاده طولانی استفاده کنید که شاید چند دقیقه طول بکشد. در این وضعیت یک سه‌پایه می‌تواند از تکان خوردن دوربین در گذر زمان طولانی و خراب شدن عکس پیش‌گیری کند. البته در همین وضعیت ممکن است بخواهید به طور عمدی در تصویر حرکتی تار را القا کنید که این بهترین فرصت برای چنین کاری محسوب می‌شود. در این‌ زمینه، تجربه با سرعت شاترهای مختلف می‌تواند برای رسیدن عکاس به افکت مورد نظر او کمک کند.

 

فاصله کانونی سرعت شاتر را تعیین می‌کند

دوربین و لنز با هم سنگین‌تر می‌شوند و همیشه راحت نیست که بخواهیم هر دو را با هم حمل کنیم و در عین حال دوربین هم تکانی نخورد. (نکته ۱۷). بنابراین سرعت شاتر سریع‌تر می‌تواند جور گناه تکان خوردن دوربین را تا حدی بکشد.

عموما، سرعت شاتر سریع‌تر (در حد ثانیه) باید نزدیک به ارزش متقابلی در فاصله کانونی لنز باشد (در حد میلی‌متر). اگر شما با لنزی با فاصله کانونی ۲۰۰ میلی‌متر عکاسی می‌کنید، برای مثال سرعت شاتر دوربین شما باید کمتر از ۱/۲۰۰ باشد. (این قانون برای دوربین‌هایی صدق می‌کند که دارای حسگر‌های فول فریم باشند.)

یک دوربین دستی با لنز ۵۰ میلی‌متر به ندرت مشکل تکان خوردن خواهد داشت. چون شما از سرعت شاتری حداکثر ۱/۶۰ استفاده می‌کنید و در این حالت خبری از تصویر تار نیست اما هنگامی که از لنز تله‌ استفاده می‌کنیم فاصله کانونی بلندتر ایجاب می‌کند سرعت شاتر سریع‌تری داشته باشیم، اما در این وضعیت کوچک‌ترین لرزه‌ای می‌تواند بزرگ‌نمایی شود و عکس‌های خوب و دوست‌داشتنی شما را تار کند.

لرزش‌های دست در هنگام استفاده از لنزهای تله معضلی اساسی به شمار می‌آیند، به ویژه زمانی که قصد دارید دوربین سنگین را به سختی در مدتی طولانی بی حرکت نگاه دارید. چون این لنزها زاویه بسته‌تری از لنزهایی با فاصله کانونی کوتاه (واید) دارند.

در این‌جا باید از سه‌پایه استفاده کرد تا عکس‌ها فوکوس بمانند وگرنه دیافراگم نیاز به زاویه باز برای عکاسی درست خواهد داشت. (این همچنین دلیلی است برای آن‌که چرا باید از لنزهای سریع‌تر با کمترین اف استاپی که بودجه شما اجازه می‌دهد، استفاده کنید.) اگرچه سه‌پایه این اجازه را به شما می‌دهد که دهانه لنز (دیافراگم) را کوچک‌تر بگیرید و با سرعت شاتر آهسته بدون نگرانی از تکان‌خوردن‌های دوربین عکاسی کنید.

۱۶ قانون آفتابی

شما ممکن است با دوربین‌های دیجیتال مدرن جمع‌و‌جور عکس گرفته باشید اما جایی در نزدیکی خانه شما ممکن است یک دوربین فیلم‌خور داشته باشید یا نورسنج اتوماتیک نداشته باشید. وقتی شما می‌خواهید با دوستان قدیمی دیداری تازه کنید و چند عکس به یادگار بگیرید، از قوانین سرانگشتی برای انتخاب دیافراگم مناسب استفاده کنید که به ۱۶ قوانین آفتابی مشهورند. (برای شرایط آب وهوایی مختلف به جدول زیر نگاه کنید)‌.

دوربین‌های دیجیتال دارای حسگرهایی حساس‌تری نسبت به دوربین‌های آنالوگ هستند. وقتی قصد دارید عکس‌هایی که می‌گیرید نوری دقیقا متناسب با خواست شما داشته باشد، لازم است به این قوانین گردن بنهید. با استفاده از این قوانین، کار بعدی شما انتخاب سرعت شاتر مناسب است. تعیین سرعت شاتر بر اساس عددی خواهد بود که برای دیافراگم تعیین کرده‌اید. برای مثال اگر ایزو بر روی ۱۰۰ تنظیم شده باشد، شما باید سرعت شاتر را روی ۱/۱۲۵ (چرا ۱/۱۰۰ نه؟ چون استپ کامل نمی‌شود) با ایزوی ۲۰۰، سرعت شاتر باید روی ۱/۲۵۰ ثانیه باشد و برای ایزوی ۴۰۰ سرعت شاتر روی ۱/۵۰۰ ثانیه.

از جدول زیر مشورت بگیرید تا اندازه دیافراگم مناسب را در آب‌وهواهای مختلف درست تنظیم کنید.

آب و هوا دیافرگم (اف‌استاپ)

روشنایی خورشید اف/ ۱۶

آفتاب مه‌آلود  اف/ ۱۱

نیمه ابری       اف/  ۸

ابری اف/ ۵/۶

سایه اف/ ۴- اف/ ۵/۶

کنترل وایت بالانس

وقتی شما در حال عکاسی از غروب هستید، تمایل دارید نور گرم و نافذی داشته باشید، درست مثل اتفاقی که در طبیعت می‌افتد. دوربین شما در این زمینه هیچ نظری ندارد. شما تلاش می‌کنید تصویر غروب را بگیرید و دوربین به طور اتوماتیک سعی می‌کند نور گرم را به نور سرد و بی‌احساسی تبدیل کند که برخلاف چیزی که می‌خواستید اصلا رمانتیک و گرم نیست. خوشبختانه شما راه‌هایی برای تنظیمات دستی وایت بالنس در اختیار دارید. برای این کار باید از طریق منوی دوربین بخش مربوط به تنظیمات برنامه ریزی (programed setting) را یافته (به طور معمول علامت‌های آن شامل نور روشن لامپ، لامپ‌های فلورسنت، نور آفتاب، رعد و برق یا ابری است) یا می‌توانید وایت بالانس را از طریق حرارت رنگی نور محیط اطراف تنظیم کنید. برای این کار، به صورت کاملا طبیعی، کاغذی سفید را در مقابل دوربین قرار دهید. مطمئن باشید که نوردهی دقیقا مشابه چیزی است که برای عکاسی لازم داریم و از آن عکس بگیرید. حالا دوربین قابلیت این را دارد که از تنظیمات وایت بالانس استفاده کند. دفترچه راهنمای دوربین طرز دستیابی به حرارت نور را شرح داده است که در دوربین‌های مختلف متفاوت است.

آیا فول فریم برای من مناسب است؟

بسیاری از دوربین‌های دیجیتال یک حسگر تصویر دارند که از دوربین‌هایی که با فیلم ۳۵ میلی‌متری عکاسی می‌کنند یا دوربین‌های حرفه‌ای فول‌فریم عکس می‌گیرند، کوچک‌تر است. دوربین‌های جمع‌و جور دارای حسگر ریزی هستند و دوربین‌های اتوماتیک معمولا نوعی بزرگ‌تر از آن را دارند که اندازه آن‌ نصف دوربین‌های ۳۵ میلی‌متری است. (که نیم-فریم فرمت خوانده می‌شوند) تنها DSLRهای پیشرفته حسگرهای فول فریم دارند که با دوربین‌های ۳۵ میلی‌متری یا دوربین‌های اسلاید قابل قیاس است.

لنزهای مشابه با دوربین‌هایی با حسگرهای اندازه متفاوت، می‌توانند تاثیراتی متفاوت بر عکس بگذارند. اگر شما لنزی را بر روی دوربینی با حسگر کوچک قرار دهید، محصول تصویری کوچک‌تر بر روی حسگر خواهد بود که اگر در لنز مشابهی گرفته می‌شد که دوربین هاف-فریم یا فول‌فریم می‌بود. برای نمونه یک لنز ۵۰ میلی‌متری نصب شده بر روی دوربینی با حسگر نیمه-فریم، استاندارد محسوب نمی‌شود. این می‌تواند به جای لنز تله محدودی عمل کند که تقریبا معادل لنز ۷۵ میلی‌متری در دوربین‌های آنالوگ ۳۵ میلی‌متری یا دیجیتال فول‌فریم است و تصویر تقریبا مشابه وقتی خواهد بود که روی دوربین آنالوگ عکس گرفته شده باشد. اگرچه فاصله کانونی لنز در همه حالات برابر بود، اما تصویر خروجی دوربین متفاوت خواهد بود. این به آن معناست که وقتی با دوربینی کار می‌کنید که حسگر آن فول فریم نیست  نیاز دارید عدد تله را افزایش دهید. یک لنز ۳۰۰ میلی‌متر اگر بخواهد در شرایط فول‌فریم مورد استفاده واقع شود،‌ لازم است ۴۵۰ میلی‌متر باشد. برعکس ماجرا هم صدق می‌کند: یک لنز واید ۲۰ میلی‌متری، برابر است با لنزی ۳۰ میلی‌متری در حالت فول فریم. به زبان دیگر، شما با لنز مشابه در حالت فول فریم، مقدار واید کمتری از آن‌چه انتظار دارید در دسترس خواهید داشت.

از عکس‌های خودتان بیاموزید

هر وقت دوربین شما عکسی می‌گیرد، اطلاعاتی درباره آن را هم ذخیره می‌کند. این اطلاعات شامل سرعت شاتر، دیافراگم، تنظیمات ایزو و امثال آن است. به این اطلاعات جمع‌آوری شده اگزیف و یا فرمت استند گفته می‌شود. از جمله چیزهای دیگر، اگزیف اطلاعاتی درباره تنظیمات دیگر عکسی که گرفته‌اید را با جزئیات بیشتر افشا می‌کند. شما می‌توانید این اطلاعات را در نمایشگر دوربین یا پس از انتقال به کامپیوترتان ببینید و متوجه شوید که این اطلاعات اجازه می‌دهد تا شما بتوانید قابلیت‌هایتان را به عنوان یک عکاس بالا ببرید. آیا سرعت شاتر کم برای عکاسی با حفظ فوکوس کافی بوده است؟ آیا عمق میدان کافی بوده است؟ تماشا کردن دوربین و تنظیمات آن برای فهمیدن این که چطور اطلاعات اگزیف بر روی نمایشگر قابل مطالعه است واجب است. برای دیدن این اطلاعات منوی گزینه‌های نرم افزار ویرایش عکس را هم جستجو کنید.

راستی، می‌توانید با زوم کردن روی عکس (تا جایی که دوربین این اجازه را می‌دهد)  به راحتی بررسی کنید و بفهمید که تصویر شما فوکوس است یا خیر. بسیاری از دوربین‌ها دارای میان‌برها یا دکمه‌هایی برای تماشای این تصویرهای زوم شده هستند.

برای همکاری با پندار، در زمینه تجهیزات عکاسی، دوربین، فروش آنلاین و خدمات عکاسی با tehran@pendar.media مکاتبه کنید.