چطور وقتی اوزجان به دنبال کریمان در خانه عارف می‌گشت کریمان نبود؟ آیا آیسو به خانه گوزل باز می‌گردد؟ رابطه راهمی با جهان پس از این ماجرا و فداکاری‌‌ای که کرده است ترمیم خواهد شد؟ جهان علیرغم همه مشکلات خود با پدرش چه چیزی از او یاد گرفته است؟ دلارا به خود آمده؟ پاسخ این سوالات را در قسمت هشتاد و چهارم پاورقی سریال گوزل می‌خوانیم.

شرح ماجرا:

اوزجان پس از تهدید و مشاجره از خانه عارف بیرون زد. عارف کریمان را پیدا کرد که از پنجره حمام بیرون رفته و آویزان بین زمین و آسمان در حیاط خلوت پریشان بود. پس از آن‌که پایین آمد و نجات پیدا کرد ماجرا به خوبی و خوشی تمام شد.

شرط‌بندی آلپر و سلماز، قمار زندگی و پول

بشنویم از خانه آلپر و سلماز. سلماز از کار بیکار شده و کافه‌ای که در آن کار می‌کرد دچار مشکل شده است. آلپر معتقد است پس از مشخص شدن جواب آزمایش دی‌ان‌ای برای اثبات برادری با دلارا، پول سرازیر می‌شود و نیازی به کار کردن آن‌ها نخواهد بود. این پول را نه از دادگاه که از خود دلارا خواهد گرفت. چون دلارا از آبروریزی بیش از هر چیز دیگری می‌ترسد. آلپر می‌گوید جواب آزمایش را که گرفت به خانه دلارا می‌رود و آن وقت پول می‌گیرد. سلماز می‌گوید اگر آلپر باخت دیگر کار نمی‌کند و اگر ببازد دیگر مثل الان مشغول کار خواهد شد.

پرونده حضانت غزل به کجا رسید؟

آیسو پیگیر موضوع زندگی غزل است و در این رابطه با پدرش جهان مشورت می‌کند. او می‌خواهد بداند که می‌تواند پیش مادرش گوزل برود؟ و جواب می‌شنود که فعلا چنین چیزی امکان پذیر نیست. در حالی که غزل در حال گوش دادن به این صحبت‌هاست، می‌شنود که دلارا می‌گوید هنوز برای حضانت غزل تصمیمی نگرفته‌اند و بعدا تصمیم خواهند گرفت. این موضوع غزل را عصبانی می‌کند و ناامید از رابطه‌اش با دلارا، به گفتن جملات او می‌پردازد: «آمده‌ای میهمانی ما را ببینی؟ به من می‌گوید آمده‌ای میهمانی؟»

گوزل، تلفنی غزل را دعوت می‌کند که پیش او برود، غزل با کراهت می‌پذیرد.

راهمی، به خود آمده؟

جهان به سراغ پدرش می‌رود که در هتل محقر است. از او تشکر می‌کند چرا که زندگی غزل دخترش را نجات داده است. جهان پدرش را به یاد صاحب‌کارِ اولین باری که کار کرده بود انداخت. زمانی که کسی از مغازه‌اش دزدی کرده بود ولی کار جهان گل‌پنار نبوده است و به جای دزد، از حسن بقال، کتک خورده است. در آن زمان پدرش، راهمی رفت و حسن بقال را کتک زد. زمانی که برگشت مادرش متعجب بود و ایراد می‌گرفت. پس از آن یادآوری می‌کند که پدرش با او درد دل کرده و در بازگشت از مدرسه برای پدرش گل خرید و اعتماد به نفس را یاد گرفت. او می‌گوید اگر الان صاحب این همه شرکت است این را مدیون پدرش است.

و اما در ویلا: آیسو قانع شده است؟

آیسو می‌گوید که اگر غزل در آن‌جا ناراحت بوده و برگشته پس او هم می‌تواند پیش گوزل برود. دلارا ناامیدوارانه می‌گوید نمی‌توانی کمی پیش من بمانی؟ در گفتگویی احساسی، آیسو به این نتیجه می‌رسد که برنگردد پیش گوزل. و قول می‌دهد تا آخر دادگاه هیچ‌جا نرود و در ویلا بماند. چرا که «همیشه هم دلارا را دوست خواهد داشت.»

اوزجان، در جستجوی پول

اوزجان، که ناامید از پیدا کردن پول‌هایی‌ست که کریمان از او دزدیده است، از دوست و همکارش می‌شنود که طمع‌کار است. اوزجان بعد از شنیدن این کلمه به فکر می‌رود.

کریمان، اسراف می‌کند؟

کریمان در حال خرید و خوشگذرانی‌ست. عارف او را توصیه می‌کند که پس‌انداز داشته باشد تا «این طور که خرج می‌کند» چیزی از پول‌ها هم باقی بماند. آن‌ها به فروشگاه لباس لوکس رفته‌اند تا خرید کنند. کریمان در یک لج‌بازی با عارف، مشغول خرید از فروشگاه است. کریمان می‌خواهد همه چیز را بخرد، مثلا لوازم مراقبت از پوست و مراقبت از مو را بخرد در حالی که عارف دلگیر است و می‌ترسد پول‌ها تمام شود و کفگیر به ته دیگ بخورد.

اون پول رفته اوزجان، چای‌ت رو بخور!

اوزجان به این فکر می‌کند که سراغ وکیل خود برود. در گفتگو با همکارش در مکانیکی، می‌گوید که لابد جانان‌، وکیل اوزجان به او کمک خواهد کرد.

وکیل‌بازی، آذرخش وارد می‌شود

مکالمه‌ای بین اوزان و غزل صورت می‌گیرد که در آن، اوزان به غزل دلداری می‌دهد و می‌گوید فکرش را نکن. انگار که اصلا اتفاق نیفتاده است. او می‌گوید بیش از همه از پدرش عصبانی‌ است که تئو را به دست پلیس نداده است. از طرف دیگر آذرخش، وکیل جهان هم در حال مواخذه اوست که چرا به سراغ پلیس نرفته است. جهان به آذرخش هم درباره کشته شدن تئومان چیزی نمی‌گوید. او از وکیل خود می‌خواهد برای حضانت غزل اقدام کند.

انتقام از تئومان، تئومانی که دیگر نیست

اوزان از غزل می‌خواهد که بروند و تئو را بزنند تا ادب شود. غزل با گریه به آغوش او می‌افتد و می‌گوید تئو، ارزش انتقام ندارد.

عارف که باغبان ویلای اشرافی جهان و دلارا است، به بهانه کاشتن تخم گل از خانه خارج می‌شود. عارف که همزمان نیروی مخفی جانان هم هست، معمولا یواشکی به آن‌جا رفت و آمد دارد. جانان در حال تحقیر اوزجان در دفترکار خود است چرا که اگر حساب بانکی‌اش خالی باشد، برای او در دادگاه بد خواهد شد. از او می‌خواهد بدون بازشدن پایش به اداره پلیس، پول‌ها را هر طور شده از کریمان، خواهرش بگیرد. در غیر این صورت «باید آیسو را فراموش کند.»او که از دفتر جانان بیرون می‌زند، عارف را که به دفتر جانان می‌آید در کوچه می‌بیند. از او می‌خواهد دروغش را، اثبات کند که می‌خواهد تخم گل بخرد. اوزجان، حالا دیگر به این ارتباط شک کرده است.

آذرخش، وکیل جهان به دنبال یک سوتی از اوزجان است. بیمه او و خانه محل زندگی و تاریخ عقد را استعلام کرده و همه واقعی بوده است. عارف بالاخره به جانان می‌رسد و به او اطلاع می‌دهد که غزل به ویلا بازگشته است. شرح ماجرا را از زبان خودش کف دست جانان می‌گذارد. عارف در قبال خبرچینی‌اش، پول می‌گیرد و می‌رود.

جانان به آذرخش، همسر سابقش و رقیب شغلی‌ الان خود تماس می‌گیرد تا از زیر زبان او حرف بکشد. اما لو می‌دهد که می‌داند غزل به خانه جهان و دلارا بازگشته است. آذرخش توصیه می‌کند پرونده غزل را به تعویق بیندازند اما جهان مخالف است.

غزل به سراغ گوزل آمده اما بین آن‌ها مشاجره‌ای پیش می‌آید. گوزل از او می‌خواهد به عنوان مادر-دختر با هم گفتگو کنند. غزل می‌پذیرد. گوزل می‌گوید خدا می‌داند آن پسر، یعنی تئومان، چه چیزهایی گفته که با او فرار کرده است.

گوزل برایش تعریف می‌کند که وقتی عروسی کردم دو سه سال از او بزرگ‌تر بوده است، آن زمان اوزجان برایش نامه می‌داده و او در عشق خود کور شده بوده و فکر می‌کرد در بهشت است، اما بعد فرار کرد و زندگی او نابود شد. تو هم در سنی هستی که این حرف‌های عاشقانه را باور می‌کنی. خودت را سرزنش می‌کنی که چرا باور کردی. و خودت را سرزنش می‌کنی که دیگر عاشق نمی‌شوی؟ اما می‌شوی. آن عشق نبوده چون پسر بزرگ‌تر از خودت به تو ابراز علاقه کرد جذبش شدی. می‌دانی عشق یعنی چی؟ حتی بدون این که دستش را گرفته باشی عاشقش می‌شوی، بعد نگاه می‌کنی ببینی با اطرافیانش چطور برخورد می‌کند. آن وقت می‌شناسی‌اش. عشق روح آدم را می‌لرزاند دخترم. روحت را می‌برد بالا. الان تو هنوز خیلی کوچکی. عاشق هم می‌شوی اعتماد هم می‌کنی. اما به وقتش. یک چیزی هست که از همه چیز بالاتر است. می‌دانی چیه؟ عشق به فرزند از همه عشق‌ها بالاتر است. از همه قشنگ‌تر است.

گوزل، اشک‌های غزل را پاک می‌کند و می‌خواهد که گریه نکند، چرا که هیچ چیزی ارزش اشک‌های او را ندارد.

از طرف دیگر، در ویلا، بحث فارغ‌التحصیلی اوزان و جشن آن‌ پیش می‌آید. اوزان می‌گوید به این جشن‌ها فکر نمی‌کند.

راهمی به ویلای لوکس برگشته است، نادم و مهربان. اوزان او را قهرمان خطاب می‌کند. دلارا به جهان می‌گوید مگر قرار نبود پدرت پایش را این‌جا نگذارد؟ جهان می‌گوید بابام جان خود را به خطر انداخت و دخترمان را نجات داد. اگر تو گوشی‌ام را به دریا نینداخته بودی خودم نجاتش می‌دادم. دلارا می‌گوید چند بار بگویم من نگفتم از غزل سوء استفاده کن و میانه همه را با گوزل به هم نزن؟ دلارا می‌گوید که می‌دانم نمی‌توانی من را به عنوان یک همسر قبول کنی اما لااقل یک دوست باشیم. جهان می‌گوید دلم می‌خواهد اما چطور باید هم را ببخشیم نمی‌دانم. تکلیف را نمی‌دانم.

جهان از اوزان می‌خواهد غزل و آیسو را با هم به گردش ببرد. اما هیچ‌کدام استقبال نمی‌کنند.

عارف و کریمان در حال شب‌گردی هستند در حالی که اوزجان آن‌ها را می‌پاید. بحث بر سر رسمی شدن رابطه آن‌هاست که اوزجان به سراغ کریمان می‌آید تا پولش را بگیرد. کریمان می‌گوید پول در بانک است. فردا بیا تا به تو بدهم. عارف با اوزجان درگیر می‌شود. اوزجان که نباید پرونده قضایی پیدا کند، به گوش عارف می‌زند و پلیس در همان لحظه به دنبال اوزجان می‌رود.

راهمی، طعنه‌های دلارا را می‌شنود که چرا به گوزل تماس گرفته تا از او عذرخواهی کند. راهمی می‌گوید دلارا من خسته شده‌ام. خیلی خسته شده‌ام. کلمه خیانت برای کاری که کرده سنگین است. از دلارا می‌خواهد کمتر به پر و پای هم بپیچند. توصیه می‌کند که خوشگلی، جوانی، زندگی‌ات را بکن. تا دادگاه آیسو صبر کنید و بعد به سراغ زندگی خودتان بروید.

دلارا عصبانی می‌شود و راهمی را به گفتن حقایق و کارهایی که کرده است تهدید می‌کند. راهمی، متواضعانه می‌گوید که هر کاری از دستم بر می آمده و فکر می‌کردم درست است کردم اما وقتی کار به نوه‌هایش رسیده است کنار می‌کشد.

قسمت‌های بعدی این سریال را در این صفحه پیدا کنید. اگر می‌خواهید به محض انتشار، از آن مطلع شوید، در صفحه تلگرامی پاورقی عضو شوید. پیشنهادهای خود را هم برای ما کامنت بگذارید یا با #پندارسریال و یا #پندارپاورقی در شبکه‌های اجتماعی تگ بزنید.

پاورقی‌های قدیمی را هم در صفحه پاورقی در پندار می‌توانید مطالعه کنید.

برای دریافت پاورقی‌ها، ایمیل خود را وارد کرده و سپس آن را از میل‌باکس خود تایید کنید.